11 ماهگی
چهار شنبه 5 مرداد 90
11 ماهگی دخترکم با دراومدن چهارمین دندون مصادف شد . مبارک باشه خانومی!
مامان جون دیشب رفتن. به قول ما شیرازیها جاشون سبزه
دیشب ستاره رو بردم دکتر واسه چکاپ . کلی واسه دکترش شیرین بازی درآورده.
وزن:9 کیلو و 100 گرم . با توجه به وزن تولد 2 کیلو و 820 گرم آفرین به مامان هدا
قد: 76 . به گفته دکتر متوسط قد بچه های ایرانی در یکسالگی 75 . آفرین به بابایی
توانایی های ستاره در 11 ماهگی: صبح کلی کتاب بغل زده و دونه دونه ورق زده واسه باباییش و خونده
ستاره کبوتر کو؟ ستاره: پر پر پر
پیشی کو؟ ستاره: پیسی و اشاره به موبایل که فیلم پیشی توشه
تازگیها هم بچم مامور ایمنی شده به محض دیدن لیوان چایی : داغ داغ داغ و انگشت اشارشو تکون می ده و با لبش ادای اوف در میاره.
دستشو به هرجایی حتی دیوار می گیره و راه می ره و واسه خودش تاتی نباتی می خونه
متاسفانه baby walking خیلی دیر گیرم اومد چون از اول عادت نکرده قبولش نمی کنه
هرجایی باشه چراغ رو می شناسه و می گه راغ
عاشقه خوندن کتابه و دیگه کتاباشو نمی خوره . خیلی خوشحالم که تونستم این علاقه رو درش ایجاد کنم.
هر وقت احساس کنه می می می خواد یقه منو می کشه و می گه به بیده.
هرچیزی که می افته یا از دیدش خارج می شه می گه رُ...ت . کشدار
کافیه کوچکترین کلام موزونی بشنوه دیگه چه برسه به موزیک کاملا با حرکات موزون مهمونمون می کنه کلا دخترم شاده چه بی بهانه چه با بهانه
و به سبک شیرازیها لیمو خور حرفه ایه
و از همه مهمتر هنوز شب تاصبح چندین بار بیدار می شه. دلش می خواد . می تونه زورش به مامانش می رسه.
اینم قیافه مامانش در طول روزه.
دخترک کتاب خون مامان!

دالی مامان!


ستاره خانم در کافی شاپ. چی میل دارید خانم؟



11 ماهگی
