، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره

ستاره نابغه کوچولو

بالاخره دندون!

(........ دوشنبه 28 شهریور 90 امروز ششمین دندون دخترم دراومد. دختر خوش اخلاقم ازت بخاطر همه صبوریهات ممنون! این روزها از بیشتر مامانا می شنوم که نی نی هاشون یا بخاطر دندون بد خلقن یا واکسن زدن بدخلقن و ... و من بیشتر از قبل از تو و خدا سپاسگزارم که تو اینقدر شاد و سرحال و خوش اخلاقی...........) بله بالاخره بعد از 5 ماه از آخرین دندون تو دو تا دندون آسیاب اولت داره در میاد. خیلی جالبه تو 4 تا دندون جلو بالا داری و فقط دو تا پایین و الان بجای دندونای 3 و 4 پایین جلو داری دندون آسیاب اولت در میاد   . از راست آسیاب اول بالا و از چپ آسیاب اول پایین و هردو هم تقریبا همزمان قد سر سوزن بیرون زده . البته چند هفته بود که اذیت میشدی و جای ...
19 بهمن 1390

نابغه کوچولوی من!

دخترک باهوش من !  توهفده ماهگی دیگه اینقدر کلمه بلدی که نمی تونم همشو بنویسم ولی تصاعدی داری پیشرفت می کنی دیروز سومین جلسه استخرت بود ولی اصلا سر حال نبودی . نمی دونم چرا تو که خیلی خوش خلق و مستقل هستی تو استخر همش می گی " مامیگ و فقط می چسبی به من. اصلا دوست نداری بغل مربیت بری. دیروز با لادن جون(مربی شنات) مشورت کردم و اون گفت که هیچ مشکلی نیست و اینکه در آخر دوره که 12 جلسه هست چه توقعی ازت هست. اینکه بتونی با بازوبند خودت رو رو آب نگه داری . کلی ذوق کردم حرف زدنت خیلی پیشرفت داشته و دیگه همه ی کامه ها رو خوب تلفظ می کنی و بعد از 4 روز که مامان جون اومده بودن پیشمون خیلی خوشگل صداشون می زنی " مامان جون!" خدا خدا خدا که تو چقد...
7 بهمن 1390

یه جوجوی هفده ماهه

3 شنبه 4 بهمن 90 دخترک قشنگم ! غنچه زندگی هفده ماهگیت مبارک قد: 84  وزن: 11/300 دور سر 48   جای دوستان خالی چند رو رفته بودیم دبی . اینم مسافرت ما به روایت تصویر مامی منو جا نذاری!   رستوران هتل لوتوس ( البته اصلا هتل ویژه ای نبود)   مامی همینو بخر خوبه!   کافه بستنی ماستی (frozen yogurt)مرکز خرید میردیف ! و مامی خوشحال که بالاخره یه چیزی هست که خانم خانما با علاقه بخوره! خانه بازی فروشگاه کارترز   مغازه کیتی فروشی در سیتی سنتر دیره!!!!!!!!!!!!! شما هم اگه خسته شدید بیاید بشینید! آخ جون چه با حاله تهران داره برف می باره من اینجا آستین کوتاه! مرک...
6 بهمن 1390

لیست کلمه هایی که تو بلدی در 16 ماهگی!

1- جوراب 2-خانه 3- شیر (خوراکی)4- سبد 5- کت 6- گوش 7 - چشم 8- مو 9 - مژه 10 - ابرو 11- چانه 12- گردن 13- دست 14 - پا 15 - ناخن 16 - انگشت 17 -پیشانی 18 - دماغ (بینی) 19 - لب 20 - دندان 21- لپ 22-ناف 23 - سر 24 - شکم 25 - شلوار 26 - جارو 27 - لیوان 28 - تاب 29- رنگ زرد 30 - ماهی 31- پول 32- سگ (واق واق) 33- درخت 34- برگ 35 - سیب 36- موز 37- پرتقال (پقال) 38- آناناس 39 - گوجه 40-کیف 41- گاو(ماآ) 42- مداد 43- توپ (بوپ) 44- تلفن 45- مسواک 46- دختر 47- نی نی 48- ساعت 49- شانه 50- قاشق 51- کارد (چاقو) 52- چنگال 53- موش 54- نان 55- به به 56- مامی 57- دهان 58- میز 59- پسر 60- جوجه 61- اسب(ابس) 62- کلاه 63- گربه (پیشی یا میو میو)64- چت...
16 دی 1390

16 ماهگیت مبارک

دوشنبه 5 دی 90 نازترین غنچه زندگیمون 16 ماهگیت با 1 روز تاخیر مبارک در اولین فرصت عکساتو می ذارم و کارایی که می کنی. بوووووووووووووس پینوشت: هر شب موقع خواب بارها بارها این وبلاگ رو بروز می کنم . کلی مطلب تو ذهنمه که تو وبلاگت بنویسم ولی متاسفانه روزا فرصت چندانی ندارم.  دخترک باهوشم ، به سرعت باد داری بزرگ می شی و رشد می کنی و به موازاتش با کارات منو حیرت زده. مامی : دست راست بالا ستاره: دست راستشو بالا می بره و چون می دونه بعدش می گم پای راست بالا زودتر از من پای راستشم می بره بالا. هر شعری رو که فقط یکبار می خونم می بینم که تو حافظت نقش بسته . اینو از تک کلمه هایی که باهام تکرار می کنی می فهمم. وقتی موقع پوشک عوض می...
7 دی 1390

دومین یلدای ستاره

باز شب یلدا اومد ، بلندترین شب سال منتظرش می شینیم، از سال پیش تا امسال وای که شبای یلدا چه حال و روزی داره هر کسی خواب نمونه ، یک شب عالی داره ...
2 دی 1390

از الف تا ی جشن تولد یکسالگی - قسمت چهارم

اینم کارت دعوت خوشگلکم: که از قسمت پایین بهم چسبیده و بالاش بند می خورد و مثل یه کیف کوچولو هست و کلا شکل ستاره هست. خلاصه که کارت رو فرستادیم چاپ دیجیتال و خیلی دوست داشتم قبل از اینکه شیراز برم چاپ بشه تا واسه مامان بزرگا و عمو ها و عمه ها و دایی ها و... ببرم. کارت که چاپ شد فاجعه قرن بود . افتضاح از آب دراومد. کم مونده بود گریه کنم عصر هم پروازمون بود . وا مامان هدا مگه با گریه کار درست می شه؟ خلاصه از تو روزنامه این ور و اون ور زنگیدیم یه جایی پیدا کردیم که فوری چاپ دیجیتال بزنه نیم ساعته بعد هم پیک با تیغ برش کارت قبلی که خراب شده بود دوباره ببره چاچخونه همیشگی برش بزنن. خلاصه که کار چاپ شد و ما ندید فرستادیم چاپخونه که زنگ زدن این...
27 آذر 1390