، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

ستاره نابغه کوچولو

یه دخمل 9 ماه و نیمه

1390/7/18 13:48
نویسنده : مامان هدا
334 بازدید
اشتراک گذاری

خدایا کمکم کن که امانتدار خوبی باشم. می دونم که دخترم امانت تو هست پیشم بهم توان و صبر بده تا بتونم مامان خوبی باشم و اونو خوب تربیت کنم. آمین.

کلا خیلی روبراه نیستم . شاید بعد از نمایشگاه کتاب پر مشغله یه مسافرت خوب می تونست خستگی منو برطرف کن ولی به دلایلی از جمله اسباب کشی خونه و کوچیک بودن ستاره و اینکه ممکنه اذیت بشه فعلا منصرف شدیم.

3 روز تعطیلی رو رفتیم شیراز ولی روحا خسته تر برگشتم. اول اینکه مامان خاله آزی مهربون (عمه بابایی) از پیشمون رفت و دوم اینکه... بگذریم.

دلتنگم ولی یادم نمی ره که شاکر باشم . شاکر خدا بخاطر هزار و یک نعمتی که اگه بخوام بشمارم امکان پذیر نیست و از همه نعمتا بالاتر دختر سالمی که ذره ذره وجودم بهش بسته شده.قلب

دخمل نازم دیروز طی یک اقدام ناگهانی بوس فرستاد. لباشو غنچه می کنه و صدا می ده. ای من قربون تو بشم مامان

تو شیراز همیشه کلی به دخملی محبت می رسه مخصوصا از طرف مامان زهره، بابا حاجی و عمه جونای مهربون که هم واسش خاله هستن و هم عمه .( آخه ستاره خاله نداره ) . کلی بوسسسسسسماچ

ناناز خانم شدیدا مایله که دستشو بگیریم و راه بره و من شدیدا مصر هستم که به کمک اشیائ اطرافش راه بره

اینم دختر و پسر عمه مهرنوش ستاره خانم :نادیا جون و آقا آریا

دیروز موهای ستاره رو شونه کردم و بعد دادم دست خودش . اونم هم موهای خودشو شونه کرد هم موهای بابایی.تشویق

کماکان بعضی از عصرا می ریم پارک و ستاره بجز سرسره بازی با ماشینش که واسه 9 ماهگیش خریدیم کلی ماشین سواری می کنه.

اینم چند تا عکس دیگه از ستاره آسمون زندگی من و بابایی:

پینوشت: به نظرتون چطور ممکنه که بازدید کننده های وبلاگ خانوم کوچولو بالای 70-80 نفره ولی فقط 9-10 نفر نظر می دنسبزفکر کنم نمی دونن که این مامانی چقدر خوشحال می شه که هرکی اینجا رو می خونه نظر هم بده.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)